دیوید موری كه شانزده سال سمت استادی در دانشگاه داشته است، روشهای ساده ای را برای موفقیت فرزندان پیشنهادمیكند كه برای هركس بدون توجه به سطح درآمد موثر است.
ایشان هفت گام را برای داشتن فرزندانی دانا پیشنهاد كرده است. وی معتقد است :
" هیچ سرمایه گذاری برای خانواده مهمتـراز آمــوزش فــرزندان نیست."
او روشهای ساده ای را برای كمك به فرزندان پیشنهاد میكند كه برای هركس بدون توجه به سطح درآمد ، موفقیت آمیز است.
۱) فـــــرزند خود را هــــر روز به مدرســـه بفرستید.
واضح است كه حضور در مدرسه اهمیت دارد. بررسی ای كه اخیراً، انجام شده ، نشان میدهد میزان حضور در كلاس درس روش خوبی برای پیش بینی نمرات آزمون است.كسانی كه میزان حضور آنها ۹۳ درصد بود ، در آزمونهای استاندارد ، رتبه اول را به دست آوردند. كسانی كه تنها ۸۵ درصد در كلاسها حضور یافتند نمرات آنها افت پیدا كرد. وی میگوید كارهایی كه به طور مرتب انجام شود، بهتر از همه در خاطر میماند.بر نظم و ترتیب تكالیف مدرسه نظارت كنید و مدت زمان تماشای تلویزیون را كم كنید.بین ساعاتی كه در جلوی تلویزیون گذرانده میشود و سالهای هدر رفته ارتباط مستقیمیوجود دارد.
۲) مــــدرسه، نام آمـــوزگار و مدیـــر مدرسه فـــرزند خود را یاد بگیرید.
قبل از بروز مشكل با آنها تماس بگیرید، بگذارید بدانند چه انتظاراتی دارید. آیا تكالیف مدرسه كافی است؟ محیط مدرسه بی خطر است؟ چه مطالب و كتابهایی در كلاس درس آموزش داده میشود؟ آیا دانش آموزان در كلاس درس فرهنگ لغت و دائرهٔ المعارف دارند؟ به آموزگار پیشنهاد همكاری بدهید. به مربیان فرزند خود احترام بگذارید. بهترین شرایط این است كه معلم و والدین ، یكدیگر را تقویت كنند.
۳) بــــرای فــــرزندتان لبـــاس مناسب تهیــه كنید.
این مسئله به اندازه ی صبحانه و محیط مناسب اهمیت دارد. لازم نیست این لباس اونیفورم باشد، نگذارید فرزندتان عادت كند با لباس غیر آبرومندانه به مدرسه برود. مدرسه رفتن شغل فرزند شما است. از فرزندتان بخواهید لباس مناسب آن را بپوشد. لازم نیست خیلی وسواس به خرج دهید. انتظارات خود را از فرزندتان بیان كنید. انضباط، ماندگارترین هدیه مدرسه است. كتابها و افراد دانشمند را محترم بشمارید. افراد تحصیل كرده را مورد تمسخر قرار ندهید.
۴) بـــرای فــــرزندتان روزنامــــه و كتـــاب بخوانید.
شیوه مراجعه و یافتن كتاب را به فرزندتان یاد دهید و اگر نمیدانید از كتابدار بپرسید. به طور حتم فرزندتان تلویزیون تماشا میكند ؛ برنامهها را كنترل كنید و با هم به تماشای تلویزیون بپردازید. در مورد رفتارها و هنرپیشهها اظهار نظر كنید. از تلویزیون به عنوان فرصتی برای نشان دادن ارزشها و معیارهای خانوادگی بهره بگیرید. قدم به دنیای كودكان بگذارید. خود را كاملاً به آنها نزدیك كنید و پذیرای آنها باشید. آن وقت میبینید مثل گل آفتابگردان كه به سمت خورشید میچرخد او هم به شما رو میآورد.
۵) به هیـــچوجه تقلب را تحمــــل نكنید.
دو خطر رویاروی كودكان است: شكست و شكست سخت تر، از طریق عدم صداقت. تقلب یعنی فرار بیهوده از شكست ، فرزندتان را در معرض دو خطر قرار میدهد. شكست ناكامیاست اما مایه بدنامینیست. ولی تقلب بدترین پیامدها را به دنبال دارد علاوه بر آن كه آموزندگی ندارد و همه چیز ما را در معرض خطر قرار میدهد. شكست واقعیتی است كه شخص مغلوب به بهای از دست دادن قدرت ایستادگی روحی خود، از آن میگریزد. شكست را میتوان جبران كرد اما برای شخصیت و شرف از دست رفته تنها میتوان حسرت خورد. اگر آموزگار یا مدیر مدرسه فرزندتان چشم خود را به روی تقلب میبندد باید نگران شوید. آنان آینده فرزند شما را تباه میكنند.
۶) وقتی فـــرزندتان به خانه میرسد در منـــزل حضور داشته باشید.
تحقیقات در این زمینه بسیار روشن است. ساعات ۳ تا ۶ بعداز ظهر حساسترین ساعات در زندگی كودك است. در این زمان كودك بدون سرپرست است و دردسرها فراوان . اما این ساعات، درعین حال بهترین زمان نیز هست زیرا هنوز درسهای روز تازه است و از این فرصت میتوان برای تقویت آموختهها استفاده كرد. به گزارشهایی كه فرزندتان در مورد حوادث روز خود میدهد گوش بدهید. با آنها مشورت كنید، تنبیه و تشویقشان كنید. اما آنها را در خانه ، تنها رها نكنید.
۷) هــــر از چند گـــاه مـــــدرسه بــــازی كنید.
از فرزند بزرگتر بخواهید به خواهر یا برادر كوچكتر خود درس بدهد. این عمل تأثیر چشمگیری بر روی هر دو دارد. كودك بزرگتر در كاری كه به او محول شده مهارت و غرور به دست میآورد و كودك كوچكتر از طریق تحسین درس میگیرد. بعد از آن از هر دو بخواهید كار یا درسی را به شما یاد بدهند. این كار برای آنها لذت بخش است و برای شما غرور انگیز.